واقعیت

چند شب به بابا گفتم بیا بریم سمت خیابون هایی که راهپیمایی ماشینی! هست. میخواستم ببینم چجوریاست. چند تا از بهترین منطقه های این شهر، معادل اندرزگوی تهران مثلاً، اختصاص داده شده به این کار.. میدونید... باید بودید و میدیدید.. چه جمعیتی... پیر و جووون و بچه و زن و مرد.. خانوما خب واقعا اغلب محجبه بودند اما بودند کسایی بدون حجاب کامل یا حتی بدون روسری... یکدست پرچم های ایران.. من فکر میکنم واقعیت‌رو باید دید. واقعیت هم همینه چه ما خوش مون بیاد که اینها وجود دارند و زیاد هم هستن. به شخصه غبطه خوردم به اونها. نه برای اینکه فکر میکنم اونها طرف درستی از حقیقت ایستادند. نه. ( البته خودم هم فکر نمیکنم طرف درستی ایستاده باشم!!) غبطه خوردم چون جهان در جهان بینی اونها ابهام کمتری داره. یک طرف شرورترین های دنیان و یک طرف مقدس ترین خیر. پس در جبهه‌ی خیر، می‌جنگن!

 

14
قدرت گرفته از بلاگیکس ©